X
تبلیغات
به نام خالق زيبائي

به نام خالق زيبائي
باسلام به دوستداران هنر شيرين روابط بین الملل 

1- اهمیت مدیریت را توضیح دهید ؟( 3 مورد )

اهمیت مدیریت

1- سازمانها در مسیرتکاملی خود به هنگام مواجهه با بحران رهبری از طریق جذب مدیران توانمند زمینه رشد خود را فراهم می سازند.

2- موفقیت وشکست مدیران ناشی از تفاوت در نحوه عملکرد مدیران آنهاست.

3- عضو اصلی و حیات بخش هر سازمان مدیریت آن است (دراکر، 1974).

مدیر: کسی است که مسئولیت عملکرد یک یا چند نفر را در سازمان بر عهده دارد. مدیران اثربخش، منابع را به گونه ای بکار می گیرند که هم به عملکرد عالی و هم رضایت خاطر کارکنان منجر شود.

  ----------------------------------------------------------

2- رویکرد عمده در سیر تکوین نظریه های سازمان و مدیریت را شرح دهید؟

رویکردهای عمده در سیر تکوین نظریه های سازمان و مدیریت

1- رویکرد سنتی: بر ارائه اصول جهانشمول تاکید دارد

2- رویکرد منابع انسانی: بر وجه اجتماعی سازمان تاکید دارد

3- رویکرد کمی (علم مدیریت): بر کاربرد فنون ریاضی در مدیریت تاکید دارد

4-رویکرد سیستمی و اقتضایی: بر دیدگاه سیستمی و اقتضایی تاکید دارد.

 

رویکرد های سنتی به مدیریت

الف. مدیریت علمی: نظریه پرداز این تیلور است که به پدر مدیریت علمی معرف است. او  با مطالعه زمان سنجی و حرکت سنجی در پی استفاده بهینه از ظرفیت و افزایش بهره وری افراد بود. چهار اصل مدیریت علمی عبارتنداز:

1- علمی کردن فعالیت های هر شغل

2- انتخاب دقیق کارکنان مناسب برای هر شغل

3- آموزش دقیق کارکنان

4- حمایت از کارکنان

ب. نظریه فراگرد مدیریت (علم اداره): فایول نظریه پرداز اصلی این رویکرد است كه مكتب اصول گرايي در مديريت را بنا نهاد. و مديريت را شامل برنامه ريزي، سازماندهي، فرماندهي، هماهنگي، و كنترل مي دانست. در ضمن او چهارده اصل را براي بهبود مديريت سازمان و انجام وظايف مديريت به شرح زير ارائه كرد:


  1. تقسيم كار
  2. اختيار
  3. انضباط
  4. وحدت فرماندهي
  5. وحدت جهت
  6. پيروي منافع فردي از منافع عمومي
  7. جبران خدمات كاركنان
  8. تمركز
  9. سلسله مراتب
  10. نظم
  11. عدالت
  12. ثبات
  13. ابتكار عمل
  14. احساس وحدت و يگانگي

 

ج. نظريه بوروكراسي: نظريه پرداز آن ماكس وبر جامعه شناس فرانسوي بود. وبر معتقد بود كه سازمان بوروكراتيك توان رسيدن به بالاترين سطح كارايي را دارد. بوروكراسي مدل هنجاري عقلايي است كه با ويژگي هاي زير شناخته مي شود:

1- تقسيم كار روشن

2- سلسله مراتب اختيارات

3- قواعد و رويه هاي رسمي

4- برخورد غيرشخصي (تاكيد بر قوانين و مقررات)

5- مسير ترقي مبتني بر شايستگي

 

رويكرد منابع انساني به مديريت

مطابق اين رويكرد، انسانها اجتماعي و خود شكوفا هستند. فرد در محيط كار در جستجوي ارضاي روابط اجتماعي است. مهمترين نظريه هاي اين رويكرد عبارتنداز:

  1. نظريه روابط انساني: اين نظريه برمبناي مطالعات التون مايو در هاثورن بنا شد. نتايج اين مطالعات نشان داد كه كاركنان صرفاً با پول برانگيخته نمي شوند و عوامل شخصي و اجتماعي  عملكرد را تحت تاثير قرار مي دهند. در نهايت جنبش روابط انساني به پايه گذاري رشته رفتار سازمان براي مطالعه رفتار افراد و گروهها در سازمان منجر شد.
  2. نظريه نيازهاي انساني: مازلو پايه گذار اين نظريه بود. مطابق نظر مازلو نياز بر كمبود جسماني يا رواني دلالت دارد كه فرد را مجبور مي كند براي رفع آن تلاش كند. اين نظريه بر پنج فرض عمده در باره ماهيت انسان استوار است: 1) اصل منسجم بودن وجود انسان؛ 2) اصل موقتي بودن ارضا نياز؛ 3) اصل تنوع نيازهاي آگاهانه انسان؛ 4) اصل كاهش شدت نياز ارضا شده؛ و 5) اصل توالي (نيازهاي انساني به ترتيب برمبناي يك سلسله مراتب نسبتاً قابل پيش بيني، مطرح مي شوند). البته دو اصل كمبود و توالي تنها در مورد نيازهاي سطح پايين صدق مي كنند.
  3. نظريه X و Y : مطابق اين نظريه كه توسط مك گريگور ارائه شد، مديران دو گونه نگرش نسبت به زيردستان دارند. مطابق مفروضه هاي نگرش X مديران صرفاً از محركهاي مادي استفاده مي كنند، در حالي كه نگرش Y معرف دادن آزادي عمل به زيردستان، تشويق خلاقيت و نوآوري، وكاهش كنترل است. البته او مي دانست كه برخي از كاركنان نابالغ در ابتداي كار به كنترل بيشتري نياز دارند تا به بلوغ كافي دست يابند و شايستگي برخورد با نگرش مبتني بر  Yرا پيدا كنند.
  4. نظريه شخصيت و سازمان: آرجريس با تاكيد بر اينكه انسان يك كل منسجم و نظام يافته است، بروز مسائلي چون غيبت و از خود بيگانگي در ميان كاركنان را نشانه ناسازگاري ميان شخصيت افراد با اقدامات و فعاليت هاي مديريتي سازمان مي دانست. به همين دليل بر ضرورت توسعه مسئوليت هاي شغلي، افزايش تنوع كاري، مشاركت جويي، و بهبود روابط انساني تاكيد داشت.

 

رويكرد كمي به مديريت

طرفداران اين رويكرد بر باورند كه استفاده از روشهاي رياضي به بهبود تصميم گيري و حل مسائل مديريتي كمك مي كند. استفاده از روشهاي كمي در مديريت تحت عنوان علم مديريت در ادبيات شناخته مي شود.

واژه هاي علم مديريت و تحقيق در عمليات اغلب بجاي يكديگر بكار گرفته مي شوند. تحقيق در عمليات رويكردي است كه كاربرد روشهاي علمي را براي حل مسائل سازماني، تجويز مي كند.  براي از كاربرد هاي علم مديريت در  تصميم گيري عبارتنداز:


  1. پيش بيني هاي رياضي
  2. مدلسازي موجود انبار
  3. برنامه ريزي خطي
  4. نظريه صف
  5. مدلهاي شبكه
  6. شبيه سازي

 

رويكرد سيستمي و اقتضايي به مديريت

اين رويكرد بر اين نكته تاكيد دارد كه هيچ مدل يا نظريه اي وجود ندارد كه بتوان  آنرا در همه وضعيت ها و شرايط متفاوت بكار گرفت. مهمترين نظريه هاي رويكرد عبارتنداز:

  1. نظريه سيستمي: سيستم مجموعه اي از اجزاي بهم پيوسته است كه براي كسب هدف مشترك فعاليت مي كنند. معمولاً سيستم هاي بزرگ از تعدادي خرده سيستم يا اجزاي كوچكتر تشكيل مي شوند. بنابراين، اين نظريه سازمان را به منزله يك سيستم باز در نظر مي گيرد كه از تعدادي خرده سيستم تشكيل شده است. در ضمن، مطابق اين نظريه كل سازمان چيزي متفاوت از مجموع اجزاي آن است.  به سخن ديگر، در مطالعه سازمانها با نگرش سيستمي لازم است علاوه بر مطالعه اجزاي آن، عامل آنها با يكديگر، و با محيط در نظر گرفته شود.
  2. نظريه يادگيري سازماني و نظريه آشوب: نظريه يادگيري سازماني، سازمان را به مثابه يك سيستم باز يادگيرنده در نظر مي گيرد.  يادگيري سازماني يعني فرايند كشف و اصلاح خطا. سنجه سازمان يادگيرنده را سازماني مي داند كه پيوسته عملكرد خود را تغيير و بهبود مي بخشد. به زعم وي اجزاي اصلي هر سازمان يادگيرنده عبارتنداز: 1) مدلهاي ذهني؛ 2) مهارت شخصي؛ 3) تفكر سيستمي؛ 4) بصيرت مشترك؛ و 5) يادگيري تيمي.  طبق نظر گاروين، سازمان يادگيرنده براي استفاده زا فكرهاي جديد در بهبود عملكرد سازماني و تبديل آنها به برنامه هاي عملي به پنج مهارت نياز دارد: 1) حل مسئله؛ 2) كسب تجربه؛ 3) يادگيري از تجربه خود و تاريخ؛ 4) يادگيري از ديگران؛ و 5) انتقال يا اجرا

 

 

  1. نظريه آشوب: طرفدارن اين نظريه در پي كشف قواعد رفتاري سيستم هاي پيچيده و غير قابل پيش بيني (نامنظم) هستند. به سخن ديگر، آنها معتقد هستند كه در ميان الگوهاي رفتاري ظاهراً تصادفي پديده هاي مختلف نوعي نظم وجود دارد. طبق نظريه آشوب با بررسي حالات سيستم پيچيده در طول زمان، متوجه مي شويم كه سيستم مذكور همواره نظم ذاتي خود را به نمايش مي گذارد. حتي غيرقابل پيش بيني ترين (آشفته ترين) سيستم ها نيز همواره در محدوده مرزهاي معيني حركت مي كنند و هرگز از آن خارج نمي شوند. معمولاً در درون  بي نظمي و آشوب، الگويي از نظم وجود دارد.
  2. نظريه اقتضايي: اين نظريه بر اجتناب از اصول گرايي مطلق تكيه دارد. از اينرو تاكيد مي شود كه مديريت موثر همواره بر مبناي شناخت اقتضاعات تحقق مي يابد. به عنوان مثال، بوروكراسي از نظر ماكس وبر براي معرف شكل مطلوب و مناسب سازمان مطرح شد، ولي با نگرش اقتضايي يكي از الگوهاي سازماندهي است كه تنها در محيطهاي باثبات و براي سازمانهاي بزرگ، بهترين كاركرد را خواهد داشت.  مطابق رويكرد اقتضايي، ساختاري كه براي يك سازمان مفيد است، ممكن است براي ديگري فاقد مطلوبيت باشد. مهمترين متغيرهاي وضعي در تعيين موقعيت مديريت عبارتنداز: 1) اندازه سازمان؛ 2) تكراري بودن فناوري؛ 3) عدم اطمينان محيطي؛ و 4) تفاوت هاي فردي.

 

  ----------------------------------------------------------

3- نقش های مدیریت را نام ببرید؟

الف. نقش هاي مديريت: مطابق نظريه مينتزبرگ، مديريت يعني ايفاي نقش هاي سه گانه زير:


  1. نقش هاي ارتباطي
  • رئيس تشريفات
  • رهبر
  • رابط
  1. نقش هاي اطلاعاتي
  • گيرنده
  • نشر دهنده
  • سخنگو
  1. نقش هاي تصميم گيري
  • سوداگري
  • آشوب زدايي
  • تخصيص دهنده
  • مذاكره كننده

 

آديزس (Adizes) مديريت را در قالب چهار نقش زير تعريف مي كند:

  1. نقش توليدي: در ارتباط با خرده سيستم فناوري-اقتصادي
  2. نقش اجرايي: در ارتباط با خرده سيستم اداري-ساختاري
  3. نقش ابداعي: در ارتباط با خرده سيستم اطلاعاتي-تصميم گيري
  4. نقش تركيب كننده: در ارتباط با خرده سيستم انساني-اجتماعي

 

آديزس معتقد بود كه هرچند همه مديران قادر به ايفاي نقش هاي چهارگانه نيستند، اما همه مديران ناگزير هستند نقش تركيبي را ايفا كنند.

 

 

ب. ويژگي هاي كمال (تعالي) مديريت: پيترز و واترمن از طرق مطالعه شركت هاي برتر ويژگي هاي هشتگانه اي را براي سازمانهاي كمال يافته به شرح زير احصا كردند:

  1. تعصب به عمل
  2. ايجاد ارتباط با مشتري
  3. تمايل به استقلال و كارآفريني
  4. افزايش بهره وري با استفاده از افراد
  5. برخورد شفاف و ارزشي
  6. تكيه بر مزيت رقابتي
  7. استفاده از شكل ساده و ستاد كوچك
  8. حفظ توامان انعطاف پذيري و عدم انعطاف

 

ويژگي هاي سازمانهاي كمال يافته بيش از حد بر تعميم هاي فاقد پشتوانه علمي متكي است، و با رويكرد اقتضايي در تضاد است.

 

ج. فرانوگرايي در نظريه سازمان (Postmodernism in org. theory):  اين نظريه در برابر نوگرايي كه بر عقلانيت متكي بوده و در پي ارائه نظريه هاي جامع و فراگير برمبناي اصول و روشهاي علمي است، ظهور پيدا كرده است. فرانوگرايان تعريف و تجسم يك آينده مطلوب را براي همگان غيرممكن مي دانند. فرانوگرايان تنوع را به عنوان ارزشي مهم در نظر مي گيرند و تجميع دانش هاي متنوع را در قالب يك ديدگاه امكان پذير و معقول نمي دانند.  آنها معتقد هستند كه پراكندگي دانش در جهان امروز امكان تجميع آن را فراهم نمي سازد. فرانوگرایان بر توزیع قدرت و مشارکت بیشتر اعضای سازمان در فرایند تصمیم گیری تاکید دارند.

 

  ----------------------------------------------------------

4- انواع واحدهای ستادی را نام برده و توضیح دهید؟

انواع واحدهاي ستادي

  1. ستاد شخصي: فرد يا واحدي است كه به طور اختصاصي در خدمت يك مدير اجرايي قرار دارد.
  2. ستاد تخصصي: واحدي تخصصي است كه براي انجام وظايف ويژه اي ايجاد مي شود نظير حسابداري
  3. ستاد عمومي: واحدي است كه خدمات آن پوشش گسترده اي دارد.

  ----------------------------------------------------------

5- اثربخشی را تعریف کرده و 3 مورد از مقیاس های آنرا نام ببرید؟

تعریف اثربخشی: تعریف اثربخشی متاثر از رویکرد انتخابی است. مطابق رویکرد نیل به هدف، اثربخشی عبارت است از:  میزان یا حدی که یک سازمان اهدافش را محقق می سازد

مقیاس های اثربخشی سازمان:

  1. بهره وری: مقدار یا حجم محصولات/خدمات ارائه شده و در سه سطح فردی، گروهی و سازمانی سنجیده می شود.
  2. کارایی: نسبت ستانده به داده
  3. سود: مبلغ حاصل از فروش منهای کل هزینه و تعهدات ایجاد شده
  4. کیفیت: درجه برآورده سازی انتظارات مشتریان توسط محصولات یا خدمات تولید شده
  5. رشد: افزایش در متغیرهایی نظیر کل نیروی کار، ظرفیت، داریی ها و ...
  6. ترک خدمت: میزان خاتمه خدمت کارکنان
  7. رضامندی شغلی: رضایت فردی در مقابل آنچه که از شغل برای او حاصل می شود.
  8. انگیزش: میل فرد برای درگیر شدن در اعمال هدفمند
  9. روحیه: پدیده ای گروهی برای تلاش مضاعف (روحیه مسئله گروهی است و انگیزش مسئله فردی)
  10. کنترل: جهت دهی به افراد برای نیل به اهداف
  11. تعارض: ناسازگاری بین افراد
  12. انعطاف پذیری: توانایی سازمان در پاسخ به تغییرات محیطی
  13. ثبات: حفظ و نگهداری ساختار، بخش های کارکردی و منابع مورد نیاز آنها در طی زمان
  14. مشارکت: درجه تاثیر گذاری افراد در تصمیمات
 ----------------------------------------------------------

 6- مسیرهای دستیابی به قدرت را بنویسید؟

مسيرهاي دستيابي به قدرت

  1. اختيار سلسله مراتبي
  2. كنترل منابع (مانند منابع اطلاعاتي، دانشي، مالي)
  3. در مركز شبكه بودن (واقع شدن در جاي درست و مناسب در سازمان)

  ----------------------------------------------------------

7- ویژگی های مثبت بوروکراسی وبر را بنویسید؟

ويژگي هاي مثبت (محاسن) بوروكراسي وبر

  1. مدل وبر در صدد زدودن پارتي بازي از سازمان بود
  2. دادن امنيت شغلي به كاركنان
  3. كاهش ابهام از طريق قوانين و مقررات
  4. تعيين حدود مسئوليت افراد در سلسله مراتب

 ---------------------------------------------------------- 

8- مدیریت تغییر را توضیح دهید؟

مديريت تغيير

مديريت تغيير بر تغيير ساختاري برنامه ريزي شده تاكيد دارد. سازمانها براي اينكه اثربخش باشند، نياز به تغيير و وفق دادن با شرايط متغير دارند.

مدلي براي مديريت تغيير سازماني

تغيير به وسيله نيروهاي خاصي شروع مي شود. عامل تغيير، فرد يا افرادي هستند كه تغييرات ساختاري را ايجاد مي كنند. عامل تغيير، استراتژي هاي برنامه تغيير ساختاري، فناوري و سازمان را انتخاب مي كند. اجراي تغيير مستلزم خروج از انجماد، حركت به سوي وضعيتي جديد و تثبيت تغيير حاصله به منظور  پايدار سازي آن است. همچنين مستلزم اين است كه قدرت چگونه در فرايند تغيير توزيع شود.

عوامل تعيين كننده تغيير: عواملي كه تغيير ساختاري را موجب مي شوند عبارتنداز:


  1. تغيير در اهداف
  2. خريد تجهزات جديد
  3. كميابي نيروي كار
  4. استقرار يك سيستم پيشرفته پردازش اطلاعات
  5. مقررات دولتي
  6. اقتصاد
  7. اتحاديه گرايي
  8. افزايش فشار گروههاي حمايت از مصرف كننده
  9. ادغام يا تملك
  10. تغييرات سريع در قيمت يا در دسترس بودن مواد اوليه
  11. اقدامات رقبا
  12. كاهش روحيه كاركنان
  13. افزايش ترك خدمت
  14. خصومت ناگهاني داخلي يا خارجي
  15. كمبود نيروهاي بالقوه براي پستهاي مديريتي

كاهش شديد در سود

 ---------------------------------------------------------- 

9- استراتژی های تغییر را نام ببرید؟

استراتژي هاي تغيير (intervention strategies)

  1. استراتژي تغيير در افراد
  2. استراتژي تغيير در ساختار
  3. استراتژي تغيير در فناوري

4- استراتژي تغيير در فرايندهاي سازماني

 ----------------------------------------------------------

10 – راههای غلبه بر مقاومت افراد را بنویسید؟

راههاي غلبه بر مقاومت افراد

انتظار مي­رود كاركنان در برابر تغيير مقاومت كنند. براي غلبه بر مقاومت افراد، تاكتيك هاي زير موثر است:

  1. آموزش و ارتباطات
  2. مشاركت
  3. تسهيل و حمايت
  4. مذاكره
  5. تدابير زيركانه وخريد افراد
  6. زور

  ----------------------------------------------------------

 11- قانون پارکینسون را شرح دهید؟

قانون پاركينسون: به موازات افزايش در اندازه سازمان ، اندازه نسبي اعضاي اداري به طور نامناسب افزاي مي يابد. يعني بين تعداد كاركنان رسمي در يك سازمان و حجم كاري كه بايد توسط آنان انجام شود، رابطه اي مستقيم وجود ندارد.

تئوري سازمان منحصراً بر پايه بررسي هاي صورت گرفته در سازمانهاي بزرگ و متوسط پايه گذاري شده است.

  ----------------------------------------------------------

12- چرخه حیات سازمانها را بنویسید؟

چرخه حيات سازمانها شامل مراحل پنج گانه زير است:

  1. مرحله كار آفريني:
  2. مرحله شكل گيري اوليه (collectivity)
  3. مرحله رسميت و كنترل
  4. مرحله پيچيده شدن ساختار
  5. مرحله افول

  ----------------------------------------------------------

13- طرح سازمانی را توضیح دهید؟

طرح سازماني (Organization design): طراحي سازمان به نحوه ساخت و تغيير ساختار براي تحقق اهداف سازماني اشاره دارد. در ساختن يك ساختار، آنچه مورد استفاده قرار مي گيرد نقشه يا سند مشابهي است كه نمودار سازماني نام دارد.

  ----------------------------------------------------------

14- مدل نیروهای پنج گانه را ترسیم کنید؟

مدل نيروهاي پنجگانه: براساس اين مدل، تدوين استراتژي بايد با درنظر گرفتن نيروهاي پنجگانه مطابق نمودار زير صورت گيرد:

  ----------------------------------------------------------

15- مفهوم سازمان مجازی را بنویسید و ویژگی های آن را توصیف کنید؟

 

 

  ----------------------------------------------------------

16- استراتژی های کاهش عدم اطمینان محیطی را تشریح کنید؟

استراتژي هاي كاهش عدم اطمينان محيطي

مديران در تلاش خود براي كاهش عدم اطميبنان محيطي دو استراتژي كلي در اختيار دارند:

الف. استراتژي هاي داخلي: تلاش براي تغيير و انطباق خود براي متناسب نمودن با محيط است كه تقريباً هر سازماني (كوچك يا بزرگ) مي تواند انجام دهد و  شامل موارد زير است:

  1. تغيير قلمرو: تغيير قلمرو كاري به قلمرو ديگري كه عدم اطمينان كمتري دارد.
  2. استخدام و بكارگيري: استخدام افراد مناسب براي كاهشئ تاثير محيط بر سازمان
  3. كنكاش محيطي: كسب اطلاعات در مورد اقدامات رقبا، دولتي، اتحاديه و مانند اينها كه ممكن است بر عمليات سازمان تاثير منفي بگذارند.
  4. ايمن سازي: ايمن سازي يا ضربه گيري بوسيله حصول اطمينان از اينكه عرضه مواد اوليه كافي بوده و ستاده ها نيز جذب بازار خواهند شد.
  5. هموارسازي (يكنواخت سازي) تقاضا: متعادل نمودن تاثر نوسانات در محيط در ساعات و ايام مختلف
  6. سهميه بندي: سهميه بندي كالاها يا خدمات در ايامي كه تقاضاي بيش از حد وجود دارد و منجر به عدم اطمينان مي شود.
  7. پراكندگي جغرافيايي: گسترش جغرافيايي براي كاهش عدم اطمينان

ب. استراتژي هاي خارجي: اين راهبردها در جستجوي آن هستند كه مستقيماً محيط را تغيير دهند تا براي سازمان بيشتر مساعد شود (تغيير محيط به نفع خود) و شامل:

  1. تبليغات: ايجاد وفاداري به نشان تجاري از طريق تبليغات مستمر
  2. عقد قرارداد: كاهش عدم اطمينان ناشي از نوسانات در قيمت يا مقدار نهاده ها
  3. جذب عوامل تهديد كننده بقاي سازمان: نظير دعوت از رقبا به همكاري
  4. هيئت مديره تلفيقي: حضور مديراني در چند هيئت مديره جهت تسهيل هماهنگي افقي و عمودي در زنجيره ارزشي
  5. ائتلاف: تعقيب اهداف مشترك از طريق ائتلاف با ديگران
  6. نفوذ در دستگاه قانونگذاري: وضع خط مشي هاي مناسب از طريق نفوذ روي نمايندگان مجلس

  ----------------------------------------------------------

 17- مکاتب طراحی شغل را تشریح کنید؟

مكاتب طراحي شغل

بي شك بهترين روش براي طراحي شغل وجود ندارد، بهترين روش متكي به نتايج مورد انتظار شما از يك شغل است. چهار مكتب مختلف نسبت به طراحي شغل وجود دارد. هيچكدام شيوه طراحي شغل را ارائه نمي دهند. يك رويكرد سودمند به طراحي شغل بايد مجموعه محدودي از متغيرهاي نتايج كاري را انتخاب كند و سپس توصيه هاي مكاتب چهارگانه را در مورد هر كدام از اين نتايج بكار گيرد.

  1. مكتب مهندسي: بهينه سازي كارايي فني را جستجو مي كند.
  2. مكتب روانشناختي: تمايل دارد كه كاركنان رضايتمند را در سازمان پرورش دهد
  3. مكتب ارگونومي (مهندسي انساني): بر پايايي سيستم تاكيد دارد (كاهش خستگي و فشار عصبي و حوادث احتمالي)
  4. مكتب زيستي (بيولوژيك): به راحتي و رفاه كاركنان توجه دارد.

 


موضوعات مرتبط: گوناگون
[ یکشنبه 11 دی1390 ] [ 10:1 ] [ گنجینه کمال ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت اطلاع رسانی به دوستداران روابط بین الملل و هم کلاسیهای عزیز برای بهره مندی بیشتر از مطالب ارائه شده در کلاس ایجاد شده امیدوارم هرروز سری به من بزنید.
با تشکر کمالی
امکانات وب
Online User Online